دل گرافی
رمانتضاد
تضاد-قسمت ۴
نویسنده:آیدا زمانی
خودکارم را روی میز کوبیده و کلافه کمرم را عقب بردم تا به صندلی تکیه زنم.نفسم را با حرص از بینی بیرون دادم و سعی کردم خونسردی و آرامش همیشگی ام را به دست آورم.عصبانی کردن من هنری میخواهد که این مردک به اصطلاح تحصیل کرده خوب بلد است!!کمی به جلو متمایل شدم و با فشردن دکمه ی مربوطه از منشی خواستم که او را به دفتر من بخواند.با تکیه دوباره به پشتی چرم صندلی چشمانم را بستم و چند نفس عمیق برای فروکش کردن خشمم کشیدم که همزمان چند تقه ی
برچسب:
نویسنده: محمد عباسیان
تاريخ: يکشنبه
29 شهريور
1405 ساعت: 11:50